ادريس بن حسام الدين بدليسى
79
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
اصحاب درايت و فنون « 1 » حكم و حكم است به « 2 » نيكوسيرتان كريم الاخلاق و پاكيزهگوهران طيّب الاعراق كه با وجود دانشورى و حكمتاندوزى ، به عدالت نفس و مكارم ملكات ، اتّصاف داشته باشند « 3 » ، چرا كه مفسدهء اهل قلم در ملك اعمّ و اتمّ است و صلاح و نظام اين طايفه در مهمات رعيّت و سپاه اشمل و ادوم . سلطان را اين نايب و خليفه بايد كه هم موصوف به دانشورى بود و هم متّصف « 4 » به مكارم خلق و عدالتگسترى ، و سالها او را در قضايا و واقعات آزموده باشد و جلايل مهمّات و مناصب ، به او تفويض فرموده ، چون از عهدهء آن جمله بر وجه پسنديده بيرون آمده باشد ، در اين منصب وزارت اعتماد را شايد ، و الّا عرصهء ملك را به نادانان بدخوى نتوان سپرد و خلايق را كه ودايع « 5 » خالقاند به پناه ناامين بدفطرت نشايد برد . نظم « 6 » به ايّام تا برنيايد بسى 114 * نشايد رسيدن به غور كسى به عقلش ببايد نخست آزمود * به قدر هنر پايگاهش فزود قانون پنجم « 7 » در آداب مملكتدارى و رعيّتپرورى و قوانين ترتيب خزاين و صرف آن بر مصالح و اعوان سلطنت و سرورى . بدان كه « 8 » نسبت ملوك و سلاطين با رعايا و محكومان خود از چهار قسم خالى نيست : يا آنكه سلطان جوانمرد و كريم الخلق است نسبت به نفس خود و هم « 9 » با رعيّت ، يا آنكه جوانمرد و كريم است با نفس خود و بغيض « 10 » است با رعيّت خود ، يا آنكه ناجوانمرد است و لئيم بر نفس خود ، امّا جوانمرد و كريم است بر رعيّت خود ، « 11 » يا آنكه هم بر نفس
--> ( 1 ) . م : - فنون . ( 2 ) . س : كه . ( 3 ) . س : باشد . ( 4 ) . م : - متّصف . ( 5 ) . م : روايع . ( 6 ) . م : بيت . ( 7 ) . م : اصل سيّوم ( 8 ) . م : - كه . ( 9 ) . س : - و هم . ( 10 ) . م : نقيض آن است . ( 11 ) . م : يا آنكه هم بر نفس خود خيس و لئيم است .